“`html
هوش مصنوعی مولد طراحی برنامههای درسی را متحول میکند
ابزارهای هوش مصنوعی مولد به تدریج در حوزه آموزش جایگاه خود را پیدا میکنند و به معلمان امکانات جدیدی برای غنیسازی روشهای تدریسی ارائه میدهند. مطالعهای اخیر که بر روی ۴۳۴ معلم در جمهوری دومینیکن انجام شده است، نشان میدهد که قصد آنها برای استفاده از این ابزارها به طور گستردهای به انگیزه، اعتماد به تواناییهای خود و منافع درکشده بستگی دارد. این عوامل نقش کلیدی در پذیرش موثر این فناوریها برای برنامهریزی برنامههای درسی ایفا میکنند.
معلمانی که این ابزارها را برای شخصیسازی یادگیری، بهینهسازی مدیریت زمان یا بهبود کیفیت مواد آموزشی مفید میدانند، نگرش مثبتی نسبت به آنها دارند. این درک به طور مستقیم بر تمایل آنها برای ادغام این ابزارها در عمل روزانهشان تاثیر میگذارد. به عنوان مثال، ابزارهایی که قادر به تولید متن، تصویر یا ارائههای چندرسانهای هستند، امکان ایجاد محتوایی را فراهم میکنند که با نیازهای خاص دانشآموزان سازگار باشد و مفاهیم پیچیده را قابل دسترستر و جذابتر میسازد.
سهولت استفاده عامل تعیینکننده دیگری است. هنگامی که معلمان این فناوریها را آسان برای تسلط میدانند، آنها را مفیدتر نیز ارزیابی میکنند. این سادگی مقاومتها را کاهش داده و پذیرش گستردهتری را تشویق میکند. علاوه بر این، لذتی که در حین استفاده از این ابزارها احساس میشود، این پویایی را تقویت میکند: هرچه معلمان این ابزارها را تحریککنندهتر بیابند، تمایل بیشتری برای پذیرش و توصیه آنها به همکاران خود دارند.
اعتماد به تواناییهای فنی خود، که خودکارآمدی نامیده میشود، به همان اندازه مهم است. معلمانی که احساس میکنند قادر به حل مشکلات فنی یا یادگیری مستقل استفاده از این ابزارها هستند، آنها را قابل دسترستر و دلپذیرتر میبینند. این اطمینان ادغام روانتری را در فعالیتهای آموزشی، حتی در شرایطی که منابع فناوری محدود هستند، تسهیل میکند.
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قصد رفتاری، یعنی تمایل اعلامشده برای استفاده از این ابزارها، اصلیترین پیشبینیکننده توسعه مهارتهای دیجیتالی آموزشی است. به عبارت دیگر، هرچه یک معلم قصد بیشتری برای استفاده از هوش مصنوعی مولد داشته باشد، مهارتهای بیشتری برای ادغام موثر آن در طراحی درسهای خود توسعه میدهد. این شامل توانایی انتخاب، سازگاری و برنامهریزی استفاده از این ابزارها بر اساس نیازهای آموزشی است.
یافتهها تاکید میکنند که سیاستهای آموزشی و برنامههای آموزشی باید بر این ابعاد تمرکز کنند. با تقویت انگیزه، اعتماد به نفس و درک منافع، میتوان پذیرش گستردهتر و موثرتری از این فناوریها را ترویج داد. این امر به ویژه در زمینههایی مانند جمهوری دومینیکن مربوط است، جایی که نابرابری در دسترسی به فناوری بین مناطق شهری و روستایی میتواند یک مانع ساختاری باشد.
در عمل، معلمانی که در آموزشهای فناوری آموزشی شرکت میکنند، بهتر مجهز هستند تا مزایای ملموس این ابزارها را بشناسند. آنها به ویژه راهحلهایی را ارزشمند میدانند که مستقیماً از وظایف حرفهای آنها حمایت میکنند، مانند ایجاد مواد آموزشی یا ارزیابی دانشآموزان. ابزارهایی با رابطهای شهودی و نیازمند تلاش شناختی کم، بیشترین اشتیاق را برانگیخته میکنند.
در نهایت، این مطالعه تایید میکند که نگرشهای مثبت نسبت به این فناوریها به طور نزدیکی با پذیرش موثر آنها مرتبط است. معلمانی که هوش مصنوعی مولد را به عنوان روشی برای شخصیسازی یادگیری و پاسخگویی به نیازهای فردی دانشآموزان میبینند، بیشتر تمایل دارند آن را در تدریس خود بگنجانند. این پذیرش به تحول دیجیتالی و آموزشی، حتی در محیطهایی با محدودیتهای فنی قابل توجه، کمک میکند.
“`
Bibliographie
Source du rapport
DOI : https://doi.org/10.1007/s11423-026-10647-6
Titre : Transforming curriculum design with generative AI: a model for assessing teacher digital competence
Revue : Educational technology research and development
Éditeur : Springer Science and Business Media LLC
Auteurs : Francisco David Guillén-Gámez; Łukasz Tomczyk; Akhmad Habibi; Bethy Linoska Díaz Vargas